• تاریخ : ۹ام تیر ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

به نقل از پی ان یو، جایزه آن هم یک هدیه به انتخاب خودش تا سقف ۵۰۰۰ تومان است. معامله بدی نیست، اما انگار فراموش کرده‌اید او تنها یک کودک است که دارد شخصیتش از رفتارهای شما شکل می‌گیرد.

 

کودک کم‌کم یاد می‌گیرد از بردن و آوردن حرف بین آدم‌ها می‌تواند کسب منفعت کند، می‌تواند انتقامجویی یا حتی تفریح کند.

کافی است وقتی در خانه مادربزرگ به خاطر شیطنت توبیخ شده، به مادر بگوید مادربزرگ پشت سرت گفت این عروس خیلی شلخته است و بلد نیست بچه تربیت کند.

عواقبی که این کار برای مادربزرگ ممکن است داشته باشد، دل کودک را خنک می‌کند و شیطنت کودکانه‌اش را ارضا می‌کند.

 

آغاز بدآموزی

این مقدمات بسیاری از اخلاق‌های بد است. خیلی زود او همین کار را در مورد شما و خواهر و برادرهایش هم انجام خواهد داد.

شما با این کار نه‌تنها یک کودک رازدار تربیت نکرده‌اید، بلکه به او فنونی چون انتقامجویی، نقشه‌کشی‌های شیطانی و دروغگویی برنامه‌ریزی شده را می‌آموزید. ضمن این که دیگر هرگز نمی‌توانید مطمئن باشید حرفی را که جلوی او می‌زنید در خانه خوددتان بماند.

رفتاری که با پاداش در کودک تقویت شود، به رفتاری پایدار تبدیل می‌شود. پس اگر می‌خواهید فرزندانی رازدار داشته باشید در درجه اول نباید خبرچینی را در آنها تقویت کنید.

 

الگوی رازداری

خودتان نیز در مقابل چشمان آنها غیبت و سخن چینی نکنید و از کسی حرف نکشید. کودکان شما را به عنوان الگوی عملی خود قرار می‌دهند و زیاد اهمیت نمی‌دهند چه می‌گویید بیشتر به آنچه انجام می‌دهید توجه دارند و همان رفتار را تکرار می‌کنند.

فراموش نکنید که راز کودک نیز یک راز بزرگ به شمار می‌رود. صرفا به خاطر این که او کودک است دلیلی ندارد رازش را برملا کنید.

اگر این کار را کنید و در مقابل او رازش را به دیگران بگویید، ضمن این که کودک تحقیر می‌شود، می‌آموزد فاش کردن راز افراد ضعیف‌تر مشکلی ندارد. او می‌آموزد نمی‌توان به شما اعتماد کرد و اگر لازم باشد می‌تواند به شما دروغ بگوید تا شخصیت خود و رازهایش را حفظ کند.

اگر قرار باشد راز کودک را به همسرتان بگویید باید از او اجازه بگیرید.

 

چرا سخن‌چینی؟

برای خشنود کردن بزرگ‌ترها، جلب‌توجه، پیشی گرفتن از کودک دیگر خانواده، انتقامجویی، بزرگ جلوه دادن خود با ورود به بازی بزرگان یا در اثر تشویق و خنده والدین ممکن است کودک بخواهد سخن‌چینی کند.

در این شرایط نباید به او بخندیم و تشویقش کنیم. نباید از کودک جزییات بیشتری بپرسیم و برای ارضای کنجکاوی خود کودک را با اخلاقی ناپسند بار بیاوریم.

در عوض باید کاری کنیم که کودک برای مطرح کردن خودش روش‌های بهتری پیش گیرد.

 

آموزش دهید

کودکان یاد می‌گیرند؛ بهتر است اگر می‌خواهیم عادت بدی را از آنها دور کنیم رفتار بهتری به آنها بیاموزیم . مثلا وقتی کودک می‌خواهد با خبرچینی کردن در مورد خواهر بزرگ‌ترش او را نزد دیگران خراب کند، به او بگوییم: خواهرت می‌گوید تو خیلی قشنگ شعر می‌خوانی و شعرهای جدیدی یاد گرفته‌ای. بیا یکی را برای ما بخوان. بعد او را تشویق کنیم و در خلوت از او بخواهیم پشت‌سر دیگران حرف نزند و سخن‌چینی نکند.

اگر کودکان مهارت‌های اجتماعی را بیاموزند، اعتماد به نفس آنها بالا می‌رود و نیازی به جلب توجه از طریق افشای رازهای دیگران نخواهند داشت.

کودک باید رازداری را مثل یک مسئولیت مهم خانوادگی بیاموزد و یاد بگیرد چیزهایی وجود دارد که مثل گنج مراقب آنها هستیم و آنها حریم خانواده را معین می‌کنند.

آنها رازهای ما هستند که وقتی فاش شوند برای همیشه از دستمان می‌روند. چیزهایی که ضامن احترام و موفقیت خانواده است. حتی نقص‌های کوچک و بزرگی که باید درون خانواده حل و فصل شوند و فاش شدن آن برای دیگران دردی را دوا نمی‌کند.در عین حال کودک باید بیاموزد چه چیزهای خطرناکی هست که نگفتن آنها رازداری به حساب نمی‌آید و می‌تواند جانش یا حریم خود و خانواده‌اش را به خطر بیندازد.

 

از هر چیزی راز نسازید

رازداری خوب است، اما هر چیزی راز نیست. گاهی کودک به خاطر اسرار شما بر راز بودن یک موضوع آن را ابزاری برای چانه‌زنی می‌سازد.

مثلا مادری که در بازار کودک خود را بازیافته است او را کنار می‌کشد و بارها و بارها تکرار می‌کند: «به مامان جون یا بابایی نگی که گمت کرده بودم این یک راز است!»

پدری که در خیابان وقتی با کودکش قدم می‌زند خانمی را ملاقات می‌کند که همکلاسی او بوده و با او گپی دوستانه می‌زند به پسرش می‌گوید: «این یک راز مردانه است به مامانی نباید بگی!»

این موضوع چند پیام برای کودک دارد: شما مقصر بوده‌اید، دیگران شما را تنبیه خواهند کرد، او از شما مهم‌تر است، زیرا رازهایی را می‌داند که شما را ضعیف می‌کند و خیلی چیزهای دیگر را هم خودش استنباط خواهد کرد. هر چه رازهای شما بیشتر شود مشکلات بیشتری ممکن است منتظرتان باشد. کودک را در موقعیتی قرار ندهید که دیگران برای پی بردن به اسرار شما، او را بازخواست کنند.

 

جام جم/۲۰۶

  • تاریخ : ۹ام تیر ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

فراموشی و افسردگی

فراموشی به خودی خود می تواند زندگی را مختل کند و مشکلات زیادی پیش بیاورد. اگر فرد همزمان دچار افسردگی و فراوشی شود زندگی اش براحتی تباه می شود. کارها و عادات بد روزانه ای هستند که باعث می شوند شما به فراموشی و افسردگی دچار شوید.

عادات بدی که منجر به فراموشی و افسردگی می شوند

افسردگی و فراموشی هردو بیماری هایی هستند که می توانند روال عادی زندگی شما را مختل کنند پس باید مراقب آنها باشید. حقیقت ابتلا به این عارضه بزرگ زندگی های امروزی عادات و سبک زندگی است که شما در پیش گرفته اید ، غرق شدن در دنیا مجازی و دوری از خنده و هیجان خود به خود راهی است برای رسیدن به این مسیر.در این مقاله شمارا با ۴ عادت رایج روزانه که ریسک ابتلا به این دو مشکل را افزایش می دهند آشنا خواهیم کرد.

۴ کار اشتباه باعث فراموشی و افسردگی شما میشوند

استرس زیاد، یک ریسک مهم برای افسردگی و زوال عقل محسوب می شود. مثلا:
. مراقبت از فرد مورد علاقه ای که بیماری روانی دارد یا پدر یا مادری که فراموشی دارد،
. داشتن یک بیماری جدی و آزاردهنده مثل سرطان،
. از دست دادن فرد مورد علاقه به دلیل مرگ یا طلاق

هرزمان که درمعرض جریان شدیدی از هورمون های استرس قرار می گیرید، ظاهرا فقط خواب تان مختل می شود اما می تواند به سیستم ایمنی تان هم آسیب بزند و موجب نقصان در مراکز حافظه مغزتان شود. از آنجایی که استرس همه جا وجود دارد، همه ما باید الگوهای مدیریت استرس را به طور منظم بکار ببریم. ورزش و مدیتیشن می تواند مفید باشد، اما من هیپنوتیزم پزشکی را ترجیح می دهم و سالهاست که از آن برای بیمارانم استفاده می کنم.

فراموشی و افسردگی

علل و عوارض جدی فراموشی و افسردگی در زندگی

تحقیقات نشان داده هیپنوتیزم پزشکی می تواند:
. مغز هیجانی تان را آرام کرده و به تمرکزتان کمک کند
. به ترک اعتیادهای گوناگون کمک کند
. افسردگی را درمان کند، مخصوصا وقتی همراه با تکنیک های سخت ANT باشد
. کمک بزرگی به خواب کند.

اخیرا، زنی از استرالیا در کلینیک به من مراجعه کرد و گفت،” من عاشق خوابیدن با شما هستم!”، منظورش این بود که از برنامه هیپنوتیزم من برای خوابیدن و خواب ماندن کمک می گرفته است.
اختلال کم توجهی(ADD) اگر درمان نشود، ریسک افسردگی و فراموشی را افزایش می دهد.
مطالعات نشان داده اند ADD به کمبود فعالیت در ناحیه ای از مغز به نام پشت پیشانی مربوط می شود که به عنوان ترمز مغز عمل می کند و وظیفه اش منع شما از گفتن یا انجام چیزهای دورن رانشی یا ناخودآگاه است. وقتی ناحیه پشت پیشانی، فعالیت کمی داشته باشد فرد به راحتی حواسش پرت شده و در کنترل خودش به مشکل برمی خورد، به سختی می تواند پیگیر کاری باشد و تصمیمات مناسبی بگیرد حتی اگر خودش هم بخواهد.

اگر بی نظمی دارید یا زمان کوتاهی را می توانید متمرکز بمانید، این حالت را ارزیابی کرده و درمانش کنید. این کار می تواند مغزتان را نجات دهد. برای درمان ADD هرگز دیر نیست!

یکی از بیماران من زنی ۹۴ ساله بود که برای اولین بار به من مراجعه می کرد. او نمی توانست تمرکز داشته باشد و هرگز خواندن روزنامه را تمام نمی کرد. یک ماه بعد از شروع درمان، با لبخند رضایت آمیزی به من گفت که خواندن اولین کتاب را به پایان رسانده است.

ورزش نکردن
اگر کمتر از دوباردرهفته ورزش می کنید ریسک فراموشی را افزایش می دهید اما می توانید همین امروز با ورزش کردن بیشتر از دوبار در هفته این ریسک را حذف کنید، البته باید یکجا نشینی را کنار بگذارید. جوری پیاده روی کنید که انگار ۴۵۵ دقیقه دیرتان شده، چهار تا پنج بار در هفته این گونه راه بروید و دو بار در هفته وزنه بزنید. هرچه با بالارفتن سن تان قوی تر شوید احتمال ابتلا به زوال عقلهم کمتر می شود و در حقیقت زندگی تان را نجات می دهید. ضمنا ورزش می تواند برای مبارزه با علائم افسردگی بسیار موثر باشد.

دکتر گارت هالوِگ، یک از روانپزشکان ما با کمک ورزش و قوی بودن، سلامت مغزی خوبی کسب کرده بود، روزی هنگام سفر به هاوایی مبتلا به عفونتی نادر شد که نزدیک بود او را نابود کند، او هفت روز در کما بود. تنها دلیل نجانش علاوه بر مراقبت های خوب پزشکی، عضلات بدنش بودند. اگر او ضعیف و یا حتی نرمال بود، این احتمال وجود داشت که بمیرد. زندگی شما به عادات تان بستگی دارد. چون گارت به سلامت مغز اهمیت زیادی می داد، توانست همین شیوه را برای کمک به بسیاری از افراد بکار گیرد.

یاد نگرفتن چیزی جدید یا اعتیاد به ایمیل و مسیج و بازی های ویدئویی
این موارد هم ریسک افسردگی و زوال عقل را افرایش می دهد. در تحقیقی که هیولت پاکارد مسئولش بود، افرادی که به گجت ها اعتیاد داشتند، در مدت یک سال ۱۰ نمره از آی کیو را از دست داده بودند. استعمال ماری جوانا هم آی کیو را کاهش می دهد اما اعتیاد به گجت ها از این هم مضرتر است. شما می توانید با محدود کردن گجت ها و افزودن تمرینات ذهنی به زندگی تان، همین امروز ریسک فاکتورها را کاهش دهید.

مغز شما مانند یک عضله است، هرچه بیشترآن را به شیوه های مثبت به کار گیرید، طولانی تر می توانید از آن استفاده کنید. اما حل جدول های کلمات متقاطع به تنهایی کافی نیست، چون تنها یک بخش از مغز را به فعالیت وامی دارد. درست مثل این است که به باشگاه بروید، تمرینات مربوط به عضلات دوسر را به خوبی انجام دهید و بعد رهایش کنید. شما باید روی تمام مغزتان کار کنید.

چند راهکار خوب برای تقویت مغز و جلوگیری از :

. بازی کلمات یا فراگیری زبان می تواند بخش جلویی چپ مغز را تحریک کند.
. خنده بخش راست مغز را تحریک کرده و خلاقیت را بیشتر می کند.
. یادگرفتن ساز موسیقی می تواند لُب گیجگاهی مغز را که موقتی است تقویت کرده و به حافظه کمک نماید.
. یادگرفتن رقص های جدید و بازی تنیس روی میز می تواند مخچه( بخش انتهایی پشت مغز) را تقویت کرده و به سرعت پردازش کمک کند. البته اگر همراه با رقص الکل بنوشید یا بیرپونگ بازی کنید، تمام فوایدش را از دست خواهید داد. حداقل ۱۵ دقیقه روزانه مغزتان را ورزش دهید!

اشتباهات روزانه که باعث افسردگی و فراموشی می شوند

منبع : بیتوته

  • تاریخ : ۹ام تیر ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

به نقل از سایت خبرنامه خبری پی ان یو به نقل از الیوم‌السابع، سلمان بن عبدالعزیز پادشاه عربستان عصر امروز پنجشنبه با عبدالفتاح السیسی رئیس‌جمهور مصر تلفنی گفت‌وگو کرد.

بر اساس این نقل از، دو طرف در این گفتگو درباره همکاری دو جانبه و راه‌های تقویت روابط دو کشور در تمام زمینه‌ها بحث و تبادل نظر کردند.

در این تماس درباره همچنین برخی مسائل مشترک گفتگو شد و دو طرف بر اهمیت ادامه هماهنگی و مشورت و تلاش برای مقابله با خطرات و چالش‌هایی که امنیت و ثبات منطقه عربی را تهدید می‌کند، تاکید کردند.

این تماس تلفنی همزمان با نزدیک شدن به پایان مهلت داده شده به قطر برای اجرای شروط ۱۳ گانه چهار کشور عربی صورت گرفته است.

عربستان سعودی و متحدانش قطر را به حمایت از گروه‌های «تندرو» متهم کرده و تمامی روابط خود با این کشور را قطع کرده‌اند. قطر این اتهام را رد کرده و اقدام این کشورها علیه خود را «محاصره» نامیده است.

عربستان،‌ امارات و بحرین نیز می گویند، تمامی مسیرهای دریایی، زمینی و هوایی با قطر را مسدود کرده اند.

 مقامات دوحه اعلام کرده اند که درخواستهای عنوان شده از سوی کشورهای عربی همسایه قطر، غیرقابل قبول و غیرقابل اجراست.

پایان مطلب/
 

  • تاریخ : ۹ام تیر ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری


رویترز؛


تصاویر/ روز بین المللی یوگا


دانلود فایل مرتبط با خبر :


آخرین اخبار




  • تاریخ : ۹ام تیر ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

با این کارها هوش و آی کیو شما کم می شود!

بعضی از کارهای روزانه بسیار زیان اور هستند و می توانند عصب ها و بافت های مغز را تخریب کنند و بعث شوند هوش افراد و آی کیو افت کند.

 

کارهایی که باعث کم شدن آی کیو می شود

بعضی از عادات بد و کارهای روزانه می توانند عصب های با ارزش مغز را نابود کنند و ضریب هوشی فرد را پایین بیاورند. خیلی از کارهای خوب مانند حل کردن جدول و یا تغذیه مناسب و ورزش می تواند باعث تقویت حافظه شود. ممکن است شما جزو افرادی باشید که هیچ وقت از حل کردن جدول سودوکو غافل نمی شوید و حل این نوع جدول که مهارت خاصی هم می خواهد جزو کارهای پیش پا افتاده تان باشد یا در بازی های گروهی که با کلمات سروکار دارد و لازمه ی انجام آنها داشتن بهره ی هوشی بالایی است، مهارت ویژه ای داشته باشید؛ پس آی کیوی بالایی دارید! اما احتمالا خبر ندارید برخی عادات در زندگی روزانه ی ما وجود دارند که می توانند عصب های باارزش مغز را تخریب و تمام تلاش هایمان را برای حفظ بهره ی هوشی مناسب نقش بر آب کنند.
ما به شما می گوییم از انجام کدام کارها اجتناب کنید تا خدایی نکرده آی کیو تان پایین نیاید.

 

با این کارها هوش و آی کیو شما کم می شود!

کمتر شدن ضریب هوشی با عادات بد

 

از این ۶ کار اجتناب کنید:

۱٫ غرق شدن در استرس
درست است! متأسفانه امروزه استرس تقریبا جزءِ جدایی ناپذیر زندگی روزمره ی ماست. درحالی که از اثرات زیان بار استرس آگاهیم، تقریبا همیشه گرفتارش می شویم. انواع و اقسام مشکلات مالی، نگرانی های شغلی و کاری، حفظ ظاهر زندگی اجتماعی و خانوادگی حتی اگر در بدترین شرایط ممکن باشد، همگی عوامل استرس زایی هستند که باعث تولید هورمون های استرس می شوند و بدن را دچار انواع و اقسام بیماری ها و مشکلاتی می کنند که مغز نیز از این آسیب ها در امان نیست. برندان کلی (Brendan Kelleyy) متخصص مغز و اعصاب مرکز پزشکی دانشگاه ایالتی اوهایو معتقد است:«افزایش استرس نه تنها عملکرد مغز را تضعیف می کند، بلکه احتمال خطر ابتلا به بیماری آلزایمر را نیز افزایش می دهد». زیرا در پس ارتباط بیماری آلزایمر و عملکرد مغز، ردپای تغییرات هورمونی مرتبط با استرس وجود دارد.

۲٫ اضافه وزن و چاقی
اگر شما هم جزو افرادی هستید که برای تناسب اندام به انگیزه ی قوی نیاز دارید، باید بگویم تحقیقات نشان می دهد که چاقی در میانسالی عملکرد شناختی مغز را کاهش می دهد و در نتیجه خطر ابتلا به زوال عقل افزایش می یابد. پس همان طور که می بینید انگیزه ی کافی برای رژیم گرفتن وجود دارد! مطالعه ای که در مجله ی اپیدمیولوژی در همین زمینه به چاپ رسید گویای این واقعیت است که چاقی و کم توانی فکری افراد در نوجوانی و بزرگ سالی با هم مرتبط هستند. هرچند چاقی به هزارویک دلیل، یکی از پیچیده ترین معضلات پزشکی عصر امروز به شمار می رود اما نمی توان مشکلات و بیماری های مرتبط با چاقی یا مؤثر در بروز آن ازجمله آسیب های مغزی را انکار کرد یا نسبت به آنها بی توجه بود.

۳٫ خوردن شیرینی زیاد
بسیاری از ما تصور می کنیم خوردن شکر فقط سایز کمرمان را افزایش می دهد و البته خیلی ها به قیمت لذت بردن از شیرینی جات با این مسئله کنار آمده اند! اما اگر بدانیم شکر سلول های مغز را تخریب می کند باز هم می توانیم به آسانی از کنار این واقعیت بگذریم؟! آلن توفیق (Allen Towfigh) متخصص مغز و اعصاب و طب خواب وابسته به کلیسای پروتستان نیویورک درباره ی رابطه ی مصرف شکر و آسیب سلول های مغز می گوید:«افراد دیابتی بیشتر در معرض خطر ابتلا به زوال عقل قرار دارند.» براساس مطالعه ای که در دانشگاه کالیفرنیا روی چند حیوان آزمایشگاهی صورت گرفت، رژیم غذایی حاوی قند زیاد عملکرد سلول های مغز را تحت تأثیر قرار می دهد و توانایی شناختی مغز را پایین می آورد.

۴٫ انجام چند کار هم زمان
هرچند ممکن است استاد انجام هم زمان چند کار باشید و به خودتان هم بابت داشتن این مهارت افتخار کنید اما حتما نمی دانید نوشتن ایمیل، هم زمان حرف زدن با تلفن یا بحث کردن با یک همکار و در همان حال خوردن وعده ی ناهارتان نه تنها به مهارت هایتان نمی افزاید بلکه قادر است عملکرد پردازش مغزتان را هم مختل کند. قسمت جلویی مغز که در ناحیه ی پیشانی قرار دارد مرکز اصلی کنترل کننده ی دقت مغز است که قدرت محدودی برای پردازش دارد. درصورتی که سعی کنید بیش از ظرفیت و توانایی مغز به طور هم زمان برای پرداختن به موضوعات متعدد از آن بهره ببرید، درست مثل زمانی که پنجره های متعددی را در ویندوز کامپیوتر باز می کنید و سیستم پردازش کامپیوتر اصطلاحا هنگ می کند، مغز شما هم متوقف خواهد شد. پس چنانچه تا به حال این گونه از مغزتان استفاده می کردید چون می خواستید در زمان صرفه جویی کنید یا فکر می کردید این کارتان نشان دهنده ی مهارت و توانایی ویژه ی شماست هرچه زودتر آن را متوقف کنید تا خدایی نکرده به مغزتان آسیب نرسد.

 

با این کارها هوش و آی کیو شما کم می شود!

عدت های بدی که منجر به کم شدن آی کیو میشود

۵٫ قرار گرفتن در معرض دود سیگار
اگر سیگاری نیستید اما اطراف تان پر از جماعت سیگاری است بهتر است هرچه زودتر فکری برای این موضوع بکنید! قرار گرفتن در معرض دود سیگار دیگران، مغز را در معرض آسیب مواد سمی قرار می دهد. آلن توفیق در این باره می گوید:«قرار گرفتن در معرض دود سیگار برای مدت زمان طولانی مقدار مونواکسیدکربن را در بدن افزایش می دهد؛ مونواکسیدکربن جایگزین ماده ی حیاتیِ اکسیژن می شود که برای ادامه ی حیات بدن و مغز انسان بسیار ضروری است». هنگامی که رگ های خونی و سلول های عصبی دچار آسیب شوند، توانایی سلول های مغز برای برقرای ارتباط مؤثر مختل می شود و مغز نمی تواند از اطلاعات خود به درستی حفاظت کند.

۶٫ سفرهای هوایی مداوم
با توجه به مطالعه ای که در دانشگاه کالیفرنیا در رابطه با عملکرد مغز انجام شده است سفر به مناطق مختلف ریتم طبیعی بدن را مختل می کند. از طرفی هنگامی که به طور مداوم در سفر به خصوص سفرهای هوایی باشید، حافظه و فرایند یادگیری تان تا یک ماه بعد از بازگشت از سفر دچار اختلال خواهد شد. دکتر الیزابت لومبارد (Elizabeth Lombardo) روان شناس و نویسنده ی کتاب «۷ استراتژی مقابله با منتقد درونی تان و خلق یک زندگی عاشقانه» معتقد است:«سفرهای متعدد هوایی علاوه بر مشکلات خواب و تغذیه و برهم زدن تنظیم هورمون های بدن (که همگی حافظه و فرایند یادگیری را تحت تأثیر قرار می دهند) به عنوان یک عامل مهم تولید استرس می تواند به بدن و مغز انسان آسیب های جبران ناپذیری وارد کند».

کارهایی که آی کیو شما را پایین می آورد

منبع : سلامت نیوز

  • تاریخ : ۹ام تیر ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

به نقل از گروه بین الملل خبرنامه خبری پی ان یو، هنری کیسینجر وزیر امور خارجه اسبق آمریکا امروز پنجشنبه در مسکو با ولادیمیر پوتین دیدار کرده است.

کیسینجر برای شرکت در نشست بین المللی پریماکوف در روسیه به سر می‌برد.

پایان مطلب/

  • تاریخ : ۹ام تیر ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

به نقل از پی ان یو، پایگاه دیلی میل انگلیس (Daily Mail)، با انتشار گزارشی به انعکاس توانایی های یک پسر ۳ ساله ایرانی پرداخته است.


در این نقل از آمده است:

«یک “پسر عنکبوتی” فوق العاده قوی در ایران که تنها ۳ سال دارد، توانایی های ورزشی خود را در ویدئوی زیر به نمایش گذاشته است.

 

فیلم منتشر شده توسط دیلی میل


این پسر که اهل بابل است، در شبکه های اجتماعی بیش از یک میلیون دنبال کننده دارد. خانواده او فیلم هایی از توانایی های فوق العاده اش در ژیمناستیک را در فضای اینترنت قرار می دهند.

 

 

 

 

فیلم ها نشان می دهد که او به راحتی از دیوار بالا می رود، بر روی دستهایش می ایستد و دیگر حرکات سخت ورزشی را به خوبی اجرا می کند.»

 

 

۵۰۶

عکس های آیلین در سریال رهایی

وحالا از مجله آنلاین فارسی ها جدیدترین عکس های آیلین در سریال رهایی رو واسه شما کاربران گرامی آماده کرده ایم .

آیلین در سریال رهایی نقش همسر یکتا را بازی می کنید .

عکس های آیلین در سریال رهایی (1)

عکس های آیلین در سریال رهایی

عکس های آیلین در سریال رهایی (2)

جدیدترین عکس های آیلین در سریال رهایی

عکس های آیلین در سریال رهایی (3)

آیلین در سریال رهایی

عکس های آیلین در سریال رهایی (4)

عکس های آیلین در سریال رهایی (5)

عکس های آیلین در سریال رهایی (6)

عکس های آیلین در سریال رهایی (7)

عکس های آیلین در سریال رهایی (8)

عکس های آیلین در سریال رهایی (9)

عکس های آیلین در سریال رهایی (10)

عکس های آیلین در سریال رهایی (11)

عکس های آیلین در سریال رهایی (13)

عکس های آیلین در سریال رهایی (14)

نوشته عکس های آیلین در سریال رهایی اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

عکس بازیگران سریال ترکی رهایی

در ادامه این مطلب از مجله آنلاین فارسی ها عکس بازیگران سریال ترکی رهایی یکی از سریال های پرمخاطب شبکه جم را مشاهده می کنید .

این سریال موضوع عاشقانه دارد و به تازگی پخش آن آغاز شده است .

سریال ترکی رهایی از سایت معتبر imdb امتیاز ۷ را ۱۰ کسب کرده است .

بازیگران مشهور و پرطرفدار ترکی از جمله ویلما الس Wilma Elles و پلین کاراهان Pelin Karahan و یوردار اکور Yurdaer Okur در این سرال ایفای نقش کرده اند .

عکس بازیگران سریال ترکی رهایی (1)

عکس بازیگران سریال ترکی رهایی

عکس بازیگران سریال ترکی رهایی (2)

سریال ترکی رهایی

عکس بازیگران سریال ترکی رهایی (3)

بازیگران سریال ترکی رهایی

عکس بازیگران سریال ترکی رهایی (4)

آیلین در سریال ترکی رهایی

عکس بازیگران سریال ترکی رهایی (5)

یکتا در سریال ترکی رهایی

عکس بازیگران سریال ترکی رهایی (6)

جدیدترین عکس های سریال ترکی رهایی

عکس بازیگران سریال ترکی رهایی (7)

عکس بازیگران سریال ترکی رهایی (8)

عکس بازیگران سریال ترکی رهایی (9)

عکس بازیگران سریال ترکی رهایی (10)

عکس بازیگران سریال ترکی رهایی (11)

عکس بازیگران سریال ترکی رهایی (12)

عکس بازیگران سریال ترکی رهایی (13)

عکس بازیگران سریال ترکی رهایی (14)

عکس بازیگران سریال ترکی رهایی (15)

عکس بازیگران سریال ترکی رهایی (16)

عکس بازیگران سریال ترکی رهایی (17)

عکس بازیگران سریال ترکی رهایی (18)

عکس بازیگران سریال ترکی رهایی (19)

عکس بازیگران سریال ترکی رهایی (20)

فارسی ها

نوشته عکس بازیگران سریال ترکی رهایی اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۹ام تیر ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

حرف های زن و مردی که تغییر جنسیت دادند

دو ترنسکشوال که چند سال از عمل جراحی تغییر جنسیت انها می گذرد حرف هایی در مورد سختی های تغییر جنسیت زده اند.یکی از آنها از مرد بودنش آزار می دیده و دیگری از زن بودن. هر دوی این افراد از تغییر جنسیت بسیار راضی هستند.

گفتگو با مرد و زن ترنسکشوال که تغییر جنسیت دادند

نگار لطفعلی‌، مدیرعامل انجمن حمایت از بیماران ملال جنسیتی ایران می‌گوید: «ترنسکشوال» یعنی گذر از جنسیت.

فکر می‌کردم شاید گفتگو برایشان راحت نباشد، شاید نخواهند از چیزی بگویند که آنقدر تابو است که هنوز هم خیلی‌ها حتی نامش را به سختی می‌گویند. فکر می‌کردم شاید نخواهند از «ترنس» بودن بگویند و روزهایی را مرور کنند که آنچه داشته‌اند ملال بوده و ملال و ملال. اما آنقدر دل پردردی داشتند که با خوشرویی دعوت به گفتگو را پذیرفتند، به کافه‌خبر آمدند و به سوال‌هایی جواب دادند که هر کدامشان یادآور لحظه‌لحظه زندگی‌شان بود. آمدند و از خودشان و دوستانشان گفتند. هرچه بیشتر می‌گفتند بیشتر می‌فهمیدیم آنقدر حرف‌های نگفته درباره‌شان وجود دارد که هرچه بگوییم باز هم حرف نزده‌ای باقی می‌ماند.

گفت‌وگویی که در ادامه می‌خوانید، با دو ترنسکشوال است. دو ترنسکشوال که چندین سال از عمل جراحی هر کدامشان می‌گذرد. یکی‌شان از مرد بودن آزار می‌دیده و دیگری از زن بودن. حالا به خواسته‌شان رسیده‌اند. حالا از ملال و سختی روزهایی رها شده‌اند که روحشان با جسمشان تطابق نداشته و در پاسخ به سوال چندباره‌ام درباره این که از عمل تغییر جنسیت راضی هستید، تاکید می‌کنند راضی هستیم، با همه سختی‌هایش راضی هستیم.

نگار لطفعلی حالا مدیرعامل انجمن ملال جنسیتی ایران است و آرش هم کار و کاسبی خودش را دارد، می‌خواهد ازدواج کند و زندگی را آنطور که دنبالش بوده ادامه بدهد. البته آرش اسم واقعی‌اش نیست، اسم مستعاری است که در این گفت‌وگو به او داده‌ایم چون نخواست مشخصاتش را بگوییم، عکسش را هم نخواست منتشر شود «در و همسایه می‌بینند و دردسر می‌شود؛ خودتان که می‌دانید، جامعه ما هنوز ترنس‌ها را نمی‌پذیرد.»

مطلب مرتبط : داستان شهراد زنی که تغییر جنسیت داد

خانم لطفعلی‌، اجازه بدهید گفت‌وگو را با شما شروع کنیم؛ از زندگی شخصی‌تان. و بعد برسیم به انجمن.

من سال ۸۴ مجوز تغییر جنسیت گرفتم و تا سال ۸۷ صبر کردم که خانواده راضی شوند. حالا حدود ۹ سال است که عمل تغییر جنسیت را انجام داده‌ام. خدا را شکر می‌کنم که خانواده‌ام این موضوع را درک کردند و در طول عمل‌های جراحی همراهی‌ام کردند چون همراهی و حمایت خانواده برای یک فرد ترنسکشوال از هر چیزی مهمتر است.

اگر به آن روزها برگردید، باز هم همین کار را می‌کنید؟

کاملا، از تصمیمی که گرفته‌ام راضی‌ام.

این که یک نفر احساس کند روحش با جسمش تطابق ندارد، مادرزادی و ذاتی است یا اکتسابی؟ عوامل اجتماعی هم باعثش می‌شوند؟

فرضیه‌های زیادی درباره ترنسکشوال‌ها مطرح شده که هیچکدام از آنها ثابت نشده اما تقریبا همه با این موافقند که این موضوع مادرزادی است با این حال ممکن است اجتماع بعضی از این موارد را تشدید کند. می‌بینیم که بعضی خانواده‌ها در بچگی این رفتار را در فرد می‌بینند ولی به چشم بازی به آن نگاه می‌کنند و آن را تشدید می‌کنند، مثلا وقتی پسرشان رفتارهای دخترانه از خودش نشان می‌دهد یا برعکس، در حالی که وقتی بزرگ شد آن را انکار می‌کنند. اینطور نیست که اگر خانواده این کار را نمی‌کرد، آن فرد ترنس نمی‌شد اما شاید در شدت آزردگی فرد نقش داشته باشد.

شما به عنوان فردی که خودتان این تجربه‌ را پشت سر گذاشته‌اید، حالا مدیرعامل انجمن حمایت از ترنسکشوال‌ها هستید. درباره این انجمن بگویید. چطور چنین انجمنی تاسیس شد؟

سال ۱۳۶۴ که خانم ملک‌آرا از امام خمینی (ره) فتوای تغییر جنسیت را گرفت و شرعی و مجاز بودن آن ثابت شد، ایشان شروع کرد به تاسیس یک انجمن که از این افراد حمایت شود. بعد از سال‌ها دوندگی در سال ۱۳۸۶ ایشان موفق شد این انجمن را در وزارت کشور ثبت کند. البته ایشان عرق مادرانه داشت و هزینه‌ها را خودش متقبل می‌شد اما فعالیت‌ها خیلی رسمی و سازماندهی شده نبود، تا سال ۱۳۹۱ که ایشان فوت کرد و سایر اعضای هیات مدیره تصمیم گرفتند انجمن را منحل کنند، در آن زمان ما جمع شدیم و توانستیم وزارت بهداشت و وزارت کشور را قانع کنیم که از انحلال انجمن جلوگیری شود، بعد انتخابات انجمن برگزار شد و شروع به فعالیت کردیم.

چرا این همه تلاش کردید انجمن حفظ شود؟ تاثیری در وضعیت ترنس‌ها داشته؟

انجمن می‌تواند به این موضوع هویت بدهد، این که افراد بدانند یک سازمان شبه دولتی وجود دارد و در مواقع لازم می‌تواند اعلام وجود کند بسیار ضروری است چون واقعیت این است که ترنس در ایران هم هست و هم نیست.

هم هست و هم نیست؟

بله، به ما پروانه فعالیت می‌دهند اما می‌گویند چراغ‌خاموش فعالیت کنید. زمان یک رییس‌جمهور کمک مالی می‌کنند اما ما را انکار می‌کنند، زمان یک رییس‌جمهور دیگر از ما حرف می‌زنند اما کمک مالی را قطع می‌کنند! به همین دلیل باید سازمانی وجود داشته باشد که از حقوق این افراد دفاع کند و البته نیاز به افراد دلسوز دارد که از سختی‌ها خسته نشوند.

سوالی که درباره این انجمن مطرح می‌شود نام آن است؛ چرا «ملال جنسیتی»؟

کتابی هست در حیطه کاری روانپزشکان که در آمریکا هر ۱۰ سال یک بار منتشر می‌شود. قبلا در این کتاب، ترنس در طبقه‌بندی اختلال جنسیتی وجود داشت که در انتشار بعدی، آن را از حالت بیماری روانی صرف درآورده‌اند و آن را به بیماری جنسی – روانی تغییر داده‌اند. همچنان بیماری بودن این موضوع سر جای خودش است اما آن را به آزردگی، ملال و ناراحتی بیش از حد تبدیل کرده‌اند.

همچنین : عکس های بازیگر زن ایرانی که مرد شد! (پس از تغییر جنسیت)

چه می‌شود که یک نفر این ملال را احساس می‌کند؟

اختلال هویت جنسیتی، ملال جنسیتی، یا هر اسم دیگری که روی آن بگذاریم، از سه چهار سالگی که هویت جنسی افراد نقش می‌بندد قابل تشخیص است. حتی اگر تعاریف کلاسیک را کنار بگذاریم، امروزه گفته می‌شود این اختلال در هر سنی می‌تواند بروز کند؛ نوجوانی، جوانی، میانسالی و حتی کهنسالی. این مساله بیشتر روحی و روانی است، از نظر جسمی، یک فرد ترنسکشوال باید کاملا مرد یا کاملا زن باشد و حتی هورمون‌ها هم درست عمل می‌کند، اما از نظر روحی و روانی این افراد خودشان را کاملا متعلق به جنس مقابل می‌بینند، معتقدند در جسم اشتباهی قرار گرفته‌اند و باید این روند را درست کنند. در قدیم می‌گفتند اگر این فرد ازدواج کند خوب می‌شود، بچه‌دار شود خوب می‌شود در حالی که این مشکل با این کارها حل نمی‌شود.

وقتی چنین ملالی را احساس کردند، باید چه کار کنند؟

قدم اول این است که به یک روانپزشک که با سکسولوژی و مسائل جنسی هم آشناست و تخصص این موضوع را دارد مراجعه کنند. در اینجا لازم است یک دوره یک ساله طی کنند که قطعی بودن خواسته‌شان تایید شود و برای پزشک مسلم شود که این خواسته مستمر و قطعی و اضطراری است و فرد بعد از عمل پشیمان نمی‌شود. چون چیزی که می‌بینیم این است که افرادی هستند که یا تصور یا وانمود می‌کنند ترنس هستند در حالی که نیستند. این فیلترهای روانپزشکی و پزشکی قانونی باعث می‌شود افرادی که واقعا به عمل جراحی نیاز دارند این کار را انجام بدهند.

بعد از این که یک سال تحت نظر روانپزشک بودند چه می‌شود؟

در شهرهای مختلف به دادگاه خانواده و در تهران به مجتمع امور حسبی مراجعه می‌کنند، درخواست تغییر جنسیت می‌دهند، در نوبت قرار می‌گیرند و به پزشکی قانونی معرفی می‌شوند. آنجا کمیسیونی تشکیل می‌شود که افراد متخصص، پرونده فرد را بررسی می‌کنند و در صورت تایید نهایی، برگه‌ای می‌دهند که او به دادگاه برگردد. دادگاه بر اساس نامه روانپزشک و نامه پزشکی قانونی و در نظر گرفتن این که این کار از نظر فردی، خانوادگی و اجتماعی چقدر به مصلحت فرد متقاضی است، تصمیم می‌گیرد و رای صادر می‌کند. در صورت رای موافق، آن شخص به جراحان مراجعه می‌کند و تازه پروسه جراحی و درمان شروع می‌شود.

هزینه‌های عمل تغییر جنسیت تقریبا چقدر است؟ این هزینه‌ها را جایی تقبل می‌کند؟

قبلا این هزینه‌ها را جایی عهده‌دار نمی‌شد اما الان بعضی بیمارستان‌های دولتی با همان کیفیت بیمارستان خصوصی جراحی را انجام می‌دهند اما با مبالغ پایین. در بخش خصوصی قیمت‌ها پانزده تا بیست میلیون است اما در بخش دولتی تا دو میلیون تومان این جراحی‌ها انجام می‌شود.

اعضای انجمن شما فقط افراد ترنسکشوال هستند؟

همانطور که از اسم این انجمن پیداست، یک سازمان مردم‌نهاد است که از خود افراد دردکشیده و اشخاص مرتبط با این موضوع تشکیل شده است. الان در انجمن سه دسته عضویت داریم، یک دسته اعضای پیوسته که اعضای ترنسکشوال هستند، گروه دوم اعضای وابسته هستند که متخصصان مرتبط با این موضوع هستند مثل جراح و پزشک و روانپزشک، گروه سوم هم اعضای افتخاری هستند که با عضویت می‌خواهند انجمن را حمایت کنند. درواقع همه جامعه می‌توانند عضو افتخاری انجمن ما باشند و مخصوصا از هنرمندان و چهره‌های سرشناس دعوت می‌کنیم صدای اعضای این انجمن باشند. متاسفانه این مساله اینقدر تابو است که حتی هنرمندان که می‌بینیم وارد فعالیت‌های مردمی شده‌اند، از ورود به این مساله اجتناب می‌کنند در حالی که ما وجود داریم، کم هم نیستیم.

تعداد افراد ترنسکشوال در ایران مشخص است؟

آماری از این موضوع وجود ندارد، شاید بتوانیم یک آمار شبه رسمی بگوییم که پزشکی قانونی دارد و معتبر است اما آن هم فقط شامل افرادی می‌شود که رفته‌اند اعلام وجود کرده‌اند وگرنه خیلی افرادی هستند که به دلایل مختلف مراجعه نمی‌کنند، دلایلی مانند این که می‌دانند مشکلی دارند اما نمی‌دانند چیست.

چطور؟

گاهی تلفن دفتر انجمن زنگ می‌خورد و بارها خودم تلفن را جواب داده‌ام که افرادی حتی از نقاط دورافتاده تماس می‌گیرند و می‌گویند من مشکلی دارم که فقط خودم می‌دانم و به خدای خودم می‌توانم بگویم. اما بعد که حرف می‌زنیم و درباره خودش توضیح می‌دهد می‌گویم نه اینطور نیست، افراد دیگری هم مثل تو هستند و به دیگران هم می‌توانی حرفت را بگویی. تازه آنوقت می‌فهمد که باید به کجا مراجعه کند، و این که اصلا باید مراجعه کند یا نه.

گفتید پزشکی قانونی آماری دارد، این آمار را اعلام کرده؟

نه این آمار هیچوقت اعلام نمی‌شود. یک بار هم یکی از کارشناسان بهزیستی استان تهران به طور شفاهی گفته بود تا چند سال پیش دوازده هزار پرونده ترنس داشتیم ولی وقتی قرار شد رسما اعلام کنند گفتند دو هزار پرونده ترنس داریم!

و انجمن شما چه تعداد عضو دارد؟

ورودی و خروجی به انجمن ما هم زیاد است. تعدادی از افراد روزانه مشاوره تلفنی می‌گیرند، تعدادی مراجعه حضوری دارند که نامه بگیرند و درباره مسیری که باید طی کنند مشاوره بگیرند و خیلی موارد دیگر. به طور کلی در دو سه سال دو سه هزار ورودی و خروجی داشته‌ایم اما تعداد اعضای فعلی انجمن برای ما هم جزو آماری است که اعلام‌شدنی نیست.

چرا؟

گفته‌اند نباید اعلام کنیم.

سوال دیگری که مطرح می‌شود درباره واکنش‌های اجتماعی به ترنس‌هاست. فکر می‌کنید چرا این موضوع اینقدر تابو است؟ چرا در اغلب افراد نگرش خوبی نسبت به این افراد وجود ندارد و گاهی برخوردهای نامناسبی انجام می‌شود؟

این موضوع به عوامل مختلفی برمی‌گردد. یکی از این عوامل این است که گاهی افراد ترنسکشوال، ناخواسته رفتارهایی را از خودشان نشان می‌دهند که با عرف و فرهنگ جامعه سازگار نیست و در این صورت جامعه واکنش نشان می‌دهد. تا جایی که ممکن است باید از ایجاد حساسیت برای جامعه پرهیز کرد، درست است که فرد ترنسکشوال احساس می‌کند رفتارش با جسمش منطبق نیست اما باید هنجارهای جامعه را هم در نظر بگیرد. توصیه‌ای که من به این افراد دارم این است که صبور باشند، مراحل درمانی را طی کنند و برای رسیدن به خواسته‌شان همدلی خانواده و جامعه را به دست بیاورند نه این که آنها را مقابل خودشان قرار بدهند. مساله اینجاست که جامعه افرادی مثل ما را نمی‌بیند که صبورانه مراحل درمان را طی کرده‌ایم، جامعه افرادی را می‌بیند که با ظاهر غیرمتعارف در خیابان قدم می‌زنند، با پوشش و ظاهر مردانه آرایش می‌کنند و رفتارهایی نشان می‌دهند که ما هم با آنها موافق نیستیم. جامعه افرادی مثل آرش را که به دنبال یک زندگی سالم است نمی‌بیند، چون همین حالا هم او می‌خواهد عکسش گرفته نشود، چون از واکنش همسایه‌ها می‌ترسد و می‌داند که جامعه ممکن است او را با گذشته‌ای که داشته و با شرایط فعلی‌اش نپذیرد.

جامعه چطور باید با افراد ترنسکشوال چطور آشنا شود؟

موضوعی که خیلی اهمیت دارد این است که درباره ترنسکشوال‌ها فرهنگ‌سازی شود. وقتی در هیچ کجا هیچ نام و نشانی از ما نباشد چطور انتظار داریم که جامعه با ما آشنا باشد، دردها و خواسته‌های ما را بفهمد یا در ایجاد شغل و مهارت همکاری کند. ما هیچ سهمی از صداوسیما به عنوان رسانه ملی نداریم در حالی که مهمترین ابزاری است که می‌تواند فرهنگ‌سازی کند. خیلی عجیب است که چرا حتی در برنامه‌ای مانند «ماه عسل» که به انواع موضوعات اجتماعی پرداخته می‌شود، در این همه سال یکی از افراد ترنسکشوال را دعوت نکرده‌اند، در حالی که این افراد وجود دارند و نیاز است برای برخورد خانواده‌ها و جامعه فرهنگ‌سازی انجام شود. وقتی خانواده و اجتماع با ترنس‌ها کاملا غریبه‌اند و آنها را نمی‌پذیرند، به جای این که یک مشکل قابل حل وجود داشته باشد، هزاران مشکل هم اضافه می‌شود؛ ما الان ترنس روسپی داریم، ترنس کارتن‌خواب داریم، ترنس معتاد داریم، همه اینها می‌شد فقط ترنس باشند و به این موارد کشیده نشوند، اما اگر از آنها به موقع حمایت می‌شد.

اگر بخواهید خواسته‌ای را از نهادهای مرتبط مثل وزارت بهداشت، بهزیستی و … مطرح کنید، مهمترین خواسته‌ها کدام است؟

در کنار لزوم فرهنگ‌سازی از طریق صداوسیما که به آن اشاره کردم، یکی از خواسته‌های ما وضع یکسری قوانین است که باعث شود کارها سلیقه‌ای انجام نشود، در حال حاضر به غیر از فتوایی که در این زمینه وجود دارد، تنها قانونی که داریم این است که مجلس صلاحیت تغییر جنسیت را در حیطه دادگاه خانواده گذاشته، ولی این که این مسیر چطور طی شود به طور دقیق مشخص نیست، قاضی‌ها می‌توانند سلیقه‌ای با این موضوع برخورد کنند و رویه واحدی در این زمینه وجود ندارد. در حال حاضر یک مراجعه‌کننده دارم که قاضی بدون این که او را به متخصص ارجاع دهد خودش حکم داده که این کار برای شما مجاز نیست. یا حتی برای شناسنامه گرفتن و تعویض مدارک، نحوه همکاری قاضی‌ها متفاوت است. استانداردسازی و نظارت روی جراحی‌ها هم یکی از مهمترین مطالباتی است که داریم. عمل تغییر جنسیت بسیار حساس است و خیلی مهم است که از چه کیفیتی برخوردار باشد تا آینده و زندگی شخص به خطر نیفتد. باید نظارت کنند که هر جراحی دست به انجام این کار نزند، بلکه یک تیم متشکل از جراحان با تخصص‌های مختلف، عمل تغییر جنسیت را انجام دهند.

یک ترنسکشوال حتما باید جراحی کند؟

اگر به معنی لغوی این کلمه دقت کنیم، می‌بینیم که «ترنسکشوال» یعنی گذر از جنسیت. بنابراین به نظر من افراد تازه بعد از این که جراحی کنند می‌شوند ترنسکشوال و قبل از آن همان اختلال یا ملال هویت جنسیتی را می‌شود درباره آنها گفت. با این حال، شاید هشتاد درصد افراد زندگی‌‌شان را هرطور شده ادامه می‌دهند و فقط ۲۰ درصد هستند که وارد پروسه جراحی می‌شوند. این ۲۰ درصد حتما باید عمل جراحی انجام دهند چون آزردگی‌شان از کالبدی که در آن هستند آنقدر زیاد است که اصلا برایشان قابل تحمل نیست.

آقای آرش، شما بگویید. چطور شد که احساس کردید باید تمام سختی‌هایی که عمل تغییر جنسیت دارد را بپذیرید و این کار را انجام دهید؟

من سال ۱۳۷۸ مجوز تغییر جنسیت گرفتم ولی به دلایل خانوادگی و اجتماعی مانند این که شاغل بودم و باید کار می‌کردم، نتوانستم این عمل را انجام بدهم، تا سال ۱۳۹۳ که دیگر دیدم شرایط طوری است که امکان این جراحی مهیاست و این کار را انجام دادم.

در طول این سال‌ها، آن ملال جنسیتی را احساس می‌کردید؟

من خودم نام این احساس را ملال نمی‌گذارم، نه ملال و نه اختلال، من به این موضوع اسم «اختلاف فیزیکی» می‌دهم. در طول این سال‌ها همیشه معتقد بودم اختلافی با مردان دیگر دارم که جراحی می‌کنم و این اختلاف‌ها برطرف می‌شود و مثل آنها می‌شوم. هرچه برایتان توضیح بدهم باز هم فهمیدنش سخت است، تا جای ما نباشید متوجه نمی‌شوید از چه سختی‌ای حرف می‌زنیم.

از طرف جامعه با چه واکنش‌هایی مواجه بودید؟

بارها پیش آمده بود که دوستان و همکارانم به من بگویند چرا اینطور راه می‌روی، چرا اینطور حرف می‌زنی و لباس می‌پوشی، در حالی که اینها دست خودم نبود، هرچه تلاش می‌کردم مثل بقیه باشم باز هم ناموفق بودم.

برخورد خانواده چطور بود؟

خانواده من برخورد خوبی با این موضوع داشتند. البته من از ترس این که آنها با این موضوع مخالفت کنند، در جراحی‌های اول اصلا خانواده را در جریان قرار نداده بودم و به آنها نگفتم. اما وقتی کم‌کم تغییرات ایجاد می‌شد، موضوع را با آنها مطرح کردم. جالب بود که آنها برخورد خیلی خوبی با این موضوع داشتند و گفتند چرا به ما نگفتی که در طول مراحل سخت جراحی کنارت باشیم. گفتند چرا زندگی‌ات را تباه کردی و گذاشتی این همه سال عذاب بکشی. اگر می‌دانستم برخورد خانواده با این موضوع اینطور است، از اول مشکلم را به آنها می‌گفتم.

بعد از عمل، پیش آمده که احساس کنید پشیمانید؟

اصلا.

اصلا؟

پشیمان هستم اما نه از این که چرا عمل تغییر جنسیت را انجام دادم بلکه پشیمانم که چرا دیر این کار را انجام دادم. من این کار را باید بیست سال پیش انجام می‌دادم، پشیمانم که چرا دیر اقدام کردم. حالا بیشتر از چهل سال دارم و تازه می‌خواهم زندگی تشکیل بدهم و ازدواج کنم. سال‌های زیادی را از دست داده‌ام و بابت آن سال‌ها ناراحتم.

منبع : سلامت نیوز

حرف های دو ترنسکشوال مرد و زن در مورد تغییر جنسیت

همچنین : مراحل تغییر جنسیت پسر و تبدیل شدن به زن در سه سال +کلیپ
صفحه 1 از 23
12345678910 بعدی 20...«